زنانگی پررنگ

 

گاه یک زنانگی آرام نبض زندگیم را  تند میکند ...

لباسهایش را که قول داده جمع کند ، برایش جمع کنی ،

غذایی که او دوست دارد بپزی ،

ناخنهایت را لاک تازه بزنی

و منتظر دستهایش بنشینی که وقتی سرد و تازه از راه رسیده است بگذارد رو تیره ی پشتت که گرم است ، همانجا

که احساس امنیتـ  وآرامشت میدهد.

 آرامش اینکه همیشه پشتت اَمن و پر رنگ ایستاده است...

و صدای در حیاط را که میشونی بدوی سمت اتاق و گونه هایت را بی هوا قرمز کنی...

 

....................................................................................................................

عکس نوشت: عکس یک خانه ی پررنگ را در نظر بگیرید ...

( خسته شدم از بس عکس گذاشتم و پریده است . اینجاایران است و من توقعم را پایین میاورم و نوشته های بی عکس میگذارم )

/ 8 نظر / 16 بازدید
بانوی اردیبهشت

لذبخشترین لحظات است وقتی تمام حس زانگیت را به عشق در امنیت دستان مردت می ریزی ...آرامشی ناب دارد که حتی در عمق پوست خواننده هم نفوذ می کند ...ممنون برای تقسیمش . زنایگیهایت پایدار

تارک دنیا

و چشم در راه تا بییایی و شوق شوی سر تا پا

امید

سلام با جستجوی کلمه ی "پاندورا" به وبلاگ شما رسیدم، خواستم ببینم چه فرم آدمایی با این افسانه آشنان لینکتون می کنم برای بازدید های بعدیم شاد باشید تا بعد

عاشق باران

سلام نمی خواین عکسای تولد سه سالگی باران خانمو بذارید. اولین بار با دیدن عکس زنبوری باران جان اومدم... فکر کنم یک سال شده باشه.[لبخند]

مینا

چشم :) عکسای تولدشو میذارم

پندار

تبریک میگم به زنانگیت ادامه بده من یکی پشتتم

بابای دوقلوها

بسیار بسیار وبلاگ قشنگی دارین موفق باشین خدا دختر گلتونوهم حفظ کنه